تبلیغات
فصل سرد - ...10...




















فصل سرد

در من زندانی ستمگری بود

كه به آواز زنجیرش خو نمیكرد...



ای كاش خو میكرد و كمی آرام میگرفت ،شاید آرام می گرفت اگر زندانش پنجره ای نداشت

و صدای پرنده ها و صدای باران را نمی شنید گاهی.اگر باور میكرد كه دنیا همه اش همان

 دیوارهاست.صداهای پشت پنجره دروغ است.نیست؟

نوشته شده در 26 فروردین 91 ساعت 08:14 بعد از ظهر توسط مهسا نظرات |

اخرین مطالب
...40...
...39...
...38...
برای پاییزی که همیشه شبیه همان روز است...
...برای بیست و پنج سالگی...
...37...
...36...
...35...
...34...
...33...
...32...
...31...
...30...
...29...
...28...