تبلیغات
فصل سرد - ...28...




















فصل سرد

همچنان دارم به بازی سرگرم کردن خودم ادامه می دهم و به تهش هم فکر نمیکنم اصلن.

ولی این وسط باز چیزی کم دارم انگار.خودم را کم دارم.خودم گم شدم توی این شلوغی ها.

دیشب داشتم به این فکر میکردم که قبلن چه قدر بیشتر به همه چیز فکر میکردم!

الان اما فقط با همه چیز برخورد میکنم و در لحظه تصمیم میگیرم چه بکنم و این اصلن 

خوب نیست ومیدانم که اینطور خیلی دوام  پیدا نمی کنم!

رفتم کتاب "سقوط "را خریدم از "کامو".قبلن خوانده بودمش شاید 6-7 سال پیش ولی دوباره

 هوس کردم نگاهی بهش بندازم.یک جور خوبی انگار همه چیز را برای خودش حل کرده و

 بعد با یک بی حسی لذت بخش تعریفشان می کند.انگار تمام کرده همه چیز را و حالا مثل 

کسی که آب از سرش خیلی وقته که گذشته فقط به یاد می آورد و من همینش را دوست دارم.


همزمان با گندتر شدن زندگی مان ، آدم ها هم از این جریان عقب نماندند.هی غیرقابل

تحمل تر می شوند/می شوم حتما!نمیدانم !دیگر امیدی به هیچکدامشان ندارم.شاید همه هم 

همین فکر را می کنند که این قدر گند شده اند.مثل همان آدم کتاب کامو آب از سرمان گذشته

شاید که اینطور در بی حسی غرق شدیم.استثنا هم داریم البته که گاهی متهم شان می کنیم

به سرخوشی و ته دلمان کمی حسرت هم هست ازینکه هیچوقت نتوانستیم سرخوشانه زندگی

کنیم، قلب خرسی و شکلات بخریم و لبخند گشاد تحویل هم بدهیم.نمیدانم " حسرت" کلمه ی 

درستی ست برای توصیف این حس یا نه اما من خیلی ازآنها  بر دلم مانده.مثل وقتی که سرِ

کوچه ی دبیرستانمان یک مغازه ی فسقلی بود که رگ خواب دخترهای آن سن و سال را 

خوب می دانست ، بعد یک رژ های عروسکی داشت که شاید اگر آمار میگرفتم آنموقع از

سیصد دختر آن مدرسه ، دویست و نود  نفرشان یکیش را داشتند اما من چون فکر میکردم

باید با "آنها" فرق داشته باشم هیچوقت نخریدم. و خیلی کارهای دیگر هم نکردم که حالا که فکر

میکنم نمیدانم مگر "انها" چه شان بود که من نمیخواستم شبیه شان باشم.این فلسفه های احمقانه

حالا کم که نشده هیچ ، بیشتر هم شده و دایره اش خیلی مهم تر از داشتن یا نداشتن رژ عروسکی

است .پشت همه ش  لجبازی هست.همان لجبازی که اصرار دارد تا تهش بروم

و فقط به همین رفتن فکر کنم و بس!





نوشته شده در 28 بهمن 91 ساعت 06:02 بعد از ظهر توسط مهسا نظرات |

اخرین مطالب
...40...
...39...
...38...
برای پاییزی که همیشه شبیه همان روز است...
...برای بیست و پنج سالگی...
...37...
...36...
...35...
...34...
...33...
...32...
...31...
...30...
...29...
...28...