تبلیغات
فصل سرد - ...3...




















فصل سرد

"عقاید یك دلقك" را تمام كردم بالاخره.از آن كتاب هایی كه مطمئنم دوباره بعد از مدتی 

بهش بر میگردم.وقتی اول كتاب دیدم كه حالا دیگر زنده نیست دلم گرفت.دوست داشتم

 زنده بود.چرایش را نمیدانم ولی واقعا دلم خواست كه هنوز زنده باشد.شاید كه فكر كنم 

یك نفر از معدود كسانی كه این همه می فهمم  اش زنده هست هنوز.و هنوز میتواند 

كلماتی را كه من هرگز پیدا نمیكنم كنار هم بچیند تا جایی كه دلت بخواهد داد بزنی كه

 این همان است كه من حس میكنم. كه باشد و هنوز هم بفهمد لحظات را .



"انسان نه قادر به تكرار لحظات است  و نه قادربه بیان آنها ...هرگز نباید سعی در 

تكرار لحظات داشت،باید آنها را همان گونه كه یكبار افاق افتاده اندفقط تنها به خاطر آورد.

(از متن كتاب)

نوشته شده در 15 اسفند 90 ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط مهسا نظرات |

اخرین مطالب
...40...
...39...
...38...
برای پاییزی که همیشه شبیه همان روز است...
...برای بیست و پنج سالگی...
...37...
...36...
...35...
...34...
...33...
...32...
...31...
...30...
...29...
...28...